- اي عزيزان عمر غنيمت شمريد.۲- وقت از دست مدهيد.
۳- عيش امروز به فردا ميندازيد.
۴- روز نيك به روز بد مدهيد.
۵- پادشاهي را نعمت و غنيمت و تندرستي و ايمني دانيد.
۶- حاضر وقت باشيد كه عمر دوباره نخواهد بود.
۷- هر كس كه پايه و نسبت خود را فراموش كند به يادش مياريد.
۸- بر خودپسندان سلام مدهيد.
۹- زمان ناخوشي را به حساب عمر مشمريد.
۱۰- مردم خوشباش و سبكروح و كريمنهاد و قلندرمزاج را از ما درود دهيد.
۱۱- طمع از خير كسان ببريد تا به ريش مردم توانيد خنديد.
۱۲- گِرد در پادشاهان مگرديد و عطاي ايشان به لقاي دربانان ايشان بخشيد.
۱۳- جان فداي ياران موافق كنيد.
۱۴- بركت عمر و روشنايي چشم و فرح دل در مشاهده نيكوان دانيد.
۱۵- ابرو درهم كشيدگان و گره در پيشاني آوردگان و سخنهاي به جِد گويان و ترش رويان و كج مزاجان و بخيلان و دروغگويان و بد ادبان را لعنت كنيد.
۱۶- خواجگان و بزرگان بيمروت را به ريش تيزيد۱
۱۷- تا توانيد سخن حق مگوييد تا بر دلها گران مشويد و مردم بيسبب از شما نرنجند.
۱۸- مسخرگي و قوادي و دفزني و غمازي و گواهي به دروغ دادن و دين به دنيا فروختن و كفرانِ نعمت پيشه سازيد تا پيش بزرگان عزيز باشيد و از عمر برخوردار گرديد.
۱۹- سخن شيخان باور مكنيد تا گمراه نشويد و به دوزخ نرويد.
۲۰- دست ارادت در دامن رندان پاكباز زنيد تا رستگار شويد.
۲۱- از همسايگي زاهدان دوري جوييد تا به كام دل توانيد زيست.
۲۲- در كوچهاي كه مناره باشد وثاق مگيريد تا از دردسر مؤذنان بد آواز ايمن باشيد.
۲۳- بنگيان را به لوت و حلوا دريابيد.
۲۴- مستان را دست گيريد.
۲۵- چندان كه حيات باقيست از حساب ميراث خوارگان خود را خوش داريد.
۲۶- مجردي و قلندري را مايه شادماني و اصلِ زندگاني دانيد.
۲۷- خود را از بند نام و ننگ برهانيد تا آزاد توانيد زيست.
۲۸- در دام زنان ميفتيد، خاصه بيوگان كرّهدار.
۲۹- از بهر جماع سرد حلال عيش بر خويش حرام مكنيد.
۳۰- دخترِ فقيهان و شيخان و قاضيان و عوانان مخواهيد. و اگر بياختيار پيوندي با آن جماعت اتفاق افتاد، عروس را به كونسو بريد تا گوهرِ بد به كار نياورد و فرزندان گدا و سالوس و مُزَوِر و پدر و مادر آزار از ايشان در وجود نيايد.
۳۱- دختر خطيب در نكاح مياوريد تا ناگاه خركره نزايد.
۳۲- از تنعم دايگان و حكمت قابله و حكومت حامله و كلكل گهواره و سلام داماد و تكليف زن و غوغاي بچه ترسان باشيد.
۳۳- جلق زني را به از غَرزَني دانيد.
۳۴- در پيري از زنان جوان مهرباني مخواهيد.
۳۵- بيوه زنان را به رايگان مگاييد.
۳۶- زن مخواهيد تا قلتبان مشويد.
۳۷- پيرزنان را سر به كلوخكوب بكوبيد تا درجه غازيان دريابيد.
۳۸- بر سر راهها به قامت بلند زنان و چادر مُهرزده و سربند ريشهدار از راه مرويد.
۳۹- مال يتيمان وغلامان بر خود مباح دانيد تا شما را مباحي تمام توان خواند.
۴۰- آلت خوائيدن و گاييدن يك زمان بيكار مداريد.
۴۱- مردان مست را چون خفته دريابيد تا بيدار نشوند فرصت را غنيمت دانيد.
۴۲- زكات كير به مستحقان رسانيد چون زنان مستور كه از خانه بيرون نتوانند رفتن و حيزان پير و مفلس و ريشآورده كه از كسب مانده باشند و زنان جوان شوهر به سفررفته كه زكات دادن يمني عظيم دارد.
۴۳- طعام و شراب تنها مخوريد كه اين شيوه كار قاضيان و جهودان باشد.
۴۴- حاجت بر گدازادگان مبريد.
۴۵- غلام بچگان ترك را تا بيريشند به هر بها كه فروشند بخريد و چون آغاز ريش آوردن كنند به هر بها كه خرند بفروشيد.
۴۶- در كودكي كون از دوست و دشمن و خويش و بيگانه و دور و نزديك دريغ مداريد تا در پيري به درجه شيخي و واعظي و جهان پهلواني و معرفي برسيد.
۴۷- غلام نرم دست خريد نه سخت مشت.
۴۸- شراب از دست ساقي ريشدار مستانيد.
۴۹- در خانه مردي كه دو زن دارد آسايش و خوشدلي و بركت مطلبيد.
۵۰- از خاتوني كه قصه ويس و رامين خواند و مردي كه بنگ و شراب خورد، مستوري و كوندرستي توقع مداريد.
۵۱- دختر همسايه را از كونسو فرو بريد و گِرد مُهر بكارت مگرديد تا طريقه امانت و شفقت و مسلماني و حق همسايگي رعايت كرده باشيد و شب عروسي دخترك در محل تهمت نباشد و از داماد خجلت نبرد و در نزد مردم روسفيد باشيد.
۵۲- حاكمي عادل و قاضي كه رشوت نستاند و زاهدي كه سخن به ريا نگويد و حاجبي كه با ديانت باشد و كون درست صاحب دولت در اين روزگار مطلبيد.
۵۳- بر زنان جوان شوهر به سفررفته و عاشقي كه بار اول به معشوق رسد و كيرش برنخيزد و شاهدي كه در مجلس رود و حريف او را نپسندد و بيرون كند و به گروهي نيم مست كه شرابشان ريزد و جواني كه به دست سليطهاي پير گرفتار باشد و دختري كه بكارت به باد داده و شب عروسي نزديك رسيده رحمت آريد تا خدا بر شما رحمت آرد.
۵۴- زنان را در حال نزع چندانكه مقدور باشد بگاييد و آن را فرصت و صرف تمام دانيد.
۵۵- از كودكان نابالغ به ميان پاي قانع شويد تا شفقت به جاي آورده باشيد.
۵۶- آن كس را پهلوان مخوانيد كه پشت ديگري به زمين تواند آورد بلكه پهلوان حقيقي آن را دانيد كه روي بر خاك نهد و از روي ارادت يك گز كير در كون گيرد.
۵۷- بر وعده مستان و عشوه زنكان و عهد قحبگان و خوش آمد كنگان كيسه مدوزيد.
۵۸- با استادان و پيشقدمان و وليعهدان و كساني كه شما را گاييده باشند تواضع واجب شمريد تا آبروي را به باد ندهيد.
۵۹- از دشنام گدايان و سيلي زنان و چربك كنگان و زبان شاعران و مسخرگان مرنجيد.
۶۰- از جماع نوخطان بهره تمام حاصل كنيد كه اين نعمت در بهشت نيايد.
۶۱- هر دَغا كه بتوانيد در نَرد و قمار بكنيد تا مقامر تمام گفته شويد و اگر حريف سخت شود سوگند سه طلاق بخوريد كه سوگند در قمار شرعي نيست.
۶۲- پيش از اتمام كار زر به كنگ و قحبه مدهيد تا آخر انكار نكند و ماجرا دراز نكشد.
۶۳- مردم بسيارگوي و سخنچين و سفله و مست و مطربان ناخوشآواز زلهبند كه ترانههاي مكرر گويند در مجلس مگذاريد.
۶۴- از مجلس عربده بگريزيد.
۶۵- كنگ و قحبه را در يك جا منشانيد.
۶۶- نَرد به نسيه مبازيد تا به هرزه مغز حريفان نبريد.
۶۷- كنگ را با احتياط به حجره بريد و حاضر وقت باشيد تا به وقت بيرون آمدن از سلاح پارها چيزي ندزدد.
۶۸- تا اسباب لوت و حلوا برابر چشم مهيا نشود خويش را به بنگ نزنيد.
۶۹- مردمكان فضول و كساني كه بامداد روي ترش دارند و در خمار فضيحت و ملامت كنند كه تو دوش شراب بد خوردهاي و صراحي شكسته و زر و جامه بخشيدهاي، سرشان در كُس خواهر زن نهيد تا ديگر زحمت مردمان ندهند.
۷۰- زنان را سخت بزنيد و چون سخت بزديد سخت بگاييد تا از شما بترسند و فرمانبردار گردند و كار كدخدايي ميان بيم و اميد ساخته شود و كدورت به صفا مبدل گردد.
۷۱- شاهدان را به چربزباني و خوشآمدگويي از راه ببريد.
۷۲- بر لب جوي و كنار حوض مست نرويد تا مگر در حوض نيفتيد.
۷۳- با شيخان و نومالان و فالگيران و مردهشويان و كنگرهزنان و شطرنجبازان و دولتخوردگان و بازماندگان خاندانهاي قديم و ديگر فلكزدگان صحبت مداريد.
۷۴- راستي و انصاف و مسلماني از بازاريان مطلبيد.
۷۵- سيلي و مالش از حريف كَنده دريغ مداريد.
۷۶- از تزوير قاضيان و شنقصه مغولان و عربده كنگان و حريفي آناني كه روزگاري گاده باشيد و امروز دعوي زبردستي و قتالي و پهلواني كنند و زبان شاعران و مكر زنان و چشم حاسدان و كينه خويشان ايمن باشيد.
۷۷- از فرزندي كه فرمان نبرد و زن ناسازگار و خدمتكار حجتگير و چارپاي پير و كاهل و دوست بيمنفعت برخورداري طمع مداريد.
۷۸- بر پاي منبر واعظان بيوضو تيز مدهيد كه علماي سلف جايز ندانستهاند.
۷۹- جواني به از پيري، صحت به از بيماري، توانگري به از درويشي، غري به از قلتباني، مستي به از مخموري، هشياري به از ديوانگي دانيد.
۸۰- توبهكار مشويد تا مفلوك و مندبور و بختكور و گرانجان مشويد.
۸۱- حج مكنيد تا حرص بر مزاج شما غلبه نكند و بيايمان و بيمروت نگرديد.
۸۲- راه خانه معشوق به مردمان منماييد.
۸۳- زنان را تنها مگاييد كه زن تنها گاييدن كار محتشمان نباشد.
۸۴- از ديوثي عار مداريد تا روز بيغم و شب بيفكر توانيد زيست.
۸۵- شرابفروشان و بنگفروشان را دل به دست آريد تا از عيش ايمن باشيد.
۸۶- در ماه رمضان شراب در برابر مردم مخوريد تا منكر شما نشوند.
۸۷- گواهيِ كوران در ماه رمضان قبول مكنيد اگر چه بر كوهي بلند باشند.
۸۸- از جولاهه و حجام و كفشگر چون مسلمان باشند جزيه مطلبيد.
۸۹- در راستي و وفاداري مبالغه مكنيد تا به قولنج و ديگر امراض مبتلا نشويد.
۹۰- بر بنگ صباحي و شراب صبوحي ملازمت واجب شمريد تا دولت روي به شما آرد كه فِسق در همه جا يُمني عظيم دارد.
۹۱- شيخزادگان را به هر وسيله كه باشد بگاييد تا حج اكبر كرده باشيد.
۹۲- در شرابخانه و قمارخانه و مجلس كنگان و مطربان خود را به جوانمردي مشهور مكنيد تا روي هر چيز به شما نكنند.
۹۳- جاي خود را بر گدازادگان و غلامزادگان و روستازادگان عرض مكنيد.
۹۴- از منت خويشان و سفره خسيسان و گرهِ پيشاني خدمتكاران و ناسازگاري اهل خانه و تقاضاي قرضخواهان گريزان باشيد.
۹۵- به هر حال از مرگ بپرهيزيد كه از قديم مرگ را مكروه داشتهاند.
۹۶- خود را تا ضرورت نباشد در چاه ميفكنيد تا سر و پاي مجروح نشود.
۹۷- كلمات شيخان و بنگيان در گوش مگيريد كه گفتهاند:
بيت
هر معرفتي كه مرد بنگي گويد --- بر كير خري نويس و در كونش كن
۹۸- تخم به حرام اندازيد تا فرزندان شما فقيه و شيخ و مقرب سلطان باشند.
۹۹- هزل خوار مداريد و هزالان را به چشم حقارت منگريد.
۱۰۰- زنهار كه اين كلمات به سمع رضا در گوش گيريد كه كلام بزرگان است و بدان كار بنديد. اينست آنچه ما دانستهايم، از استادان و بزرگان به ما رسيده، و در كتابها خوانده و از سيرت بزرگان به چشم خويش مشاهده كردهايم، (حسبهلله) در اين مختصر ياد كرديم تا مستعدان از آن بهرهور گردند
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 1:24  توسط علي
|
